عباس قديانى

38

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

و احياى استقلال و مجد و عظمت ايران بودند ، هشت نفر سلطنت كردند كه عبارتند از : 1 - مرد آويج بن زيار ( حكومت 316 - 323 ه . ق . ) . 2 - وشمگير بن زيار . ابو منصور ظهير الدوله ( حكومت 323 - 356 ه . ق . ) . 3 - بيستون بن وشمگير ابو منصور ظهير الدين ( حكومت 366 - 366 ه . ق . ) . 4 - قابوس بن وشمگير شمس المعالى ابو الحسن ( حكومت 366 - 403 ه . ق . ) . 5 - منوچهر بن قابوس . فلك المعالى ( حكومت 403 - 402 ه . ق . ) . 6 - انوشيروان بن منوچهر . ابو كاليجار ( حكومت 420 - 434 ه . ق . ) . 7 - كيكاووس . 8 - گيلانشاه . آل ساسان : - زياريان آل سامان : - سامانيان آل سلجوق : - سلجوقيان آل شنسب شنسبيان ، سلسله‌اى از سلاطين و امراى محلى ولايت غور كه از عهد صفاريه در آن ولايت حكومت مستقل كم اهميتى داشته‌اند ، و بعدها ، رفته رفته قدرت و نفوذى در آن حدود كسب كرده . از حدود سنهء 543 تا 612 ه . ق . به غير از ولايت غور و فيروزكوه ، در غزنين و بلاد مجاور نيز حكومت كرده‌اند و در اين سال دولت آنها به دست سلطان محمد خوارزمشاه منقرض گشته است . امراى اين سلسله نسب خود را به شنسب نامى از اهل غور مىرسانيده‌اند كه گويند از نژاد ضحاك تازى بوده ، و در زمان امير المؤمنين على ابن ابى طالب ( ع ) و به دست او اسلام آورده است . مقارن دولت سلطنت محمود غزنوى ، امير محلى اين ناحيه از شنسبيان محمد ابن سورى نام داشت كه غالبا متعرض بلاد سبكتكين و محمود بود . سلطان محمود در 401 ه . ق . وى را مغلوب كرد ، و ولايت غور را بگرفت و محمد ابن سورى را محبوس داشت تا خود را در حبس هلاك نمود . و سپس حكومت غور را به پسر وى ابو على داد . از آن پس ، امراى غور دست نشانده و مطيع سلطان غزنوى شدند و سلطان مسعود غزنوى نيز چندين بار در ولايت غور لشكركشى نمود ، و شنسبيان ، كه امراى محلى آن ولايت بودند ، پس از آن ، باوجود ضعف و انحطاط تدريجى غزنويان ، همواره از آنها اطاعت و تبعيت مىنمودند . با قتل معز الدين محمد سام ( معروف به شهاب الدين غورى ) دولت شنسبيان به ضعف و تجزيه افتاد ، و عاقبت به دست سلطان محمد خوارزمشاه دولت آنها برافتاد . غير از شنسبيان غور ، يك دستهء ديگر از شنسبيان در طخارستان حكومت مىكرده‌اند . پايتخت شنسبيان طخارستان باميان بوده است . شاخه‌اى از آنها نيز ، بعد از تصرف غزنين ، در آنجا حكومت كرده‌اند . نيز - غوريان . آل صاعد خاندانى از معاريف اصفهان كه رياست حنفيان آن شهر در قرن ششم ه . ق . با آنها بوده . آل صاعد غالبا با آل خجند كه رئيس شافعيان اصفهان بودند